بعضی از مدّاحان و گمراهی مردم

شهریور ۱۲

بعضی از مدّاحان و گمراهی مردم

چند روز پیش زهرا اینجا از شیوه‌ی اشتباه بعضی از مداحان گفت و اینکه برای به گریه انداختن مردم حتی اسلام رو هم تحریف می‌کنن.چندتا علت در این مورد به ذهنم می‌رسه که می‌خوام بگم، حالا اگه فکر می‌کنید نظرم اشتباهه می‌تونیم باهم بحث کنیم.

۱-یه مدّاح چگونه مدّاح می‌شه؟

بیشتر افرادی که مدّاحی می‌کنن اگه دقت کرده باشید از کودکی به این حوزه وارد شدن،اما چگونه و با چه معیاری؟ آیا مثه طلبگی هیچ درجه بندی خاصی در این مورد وچود داره؟ تا اونجایی که من می‌دونم  مراحل لازم برای مداح شدن اینطوری طی میشه که پدر و مادر ِ متدیّن با تشویق پسرشون از کودکی اونو می‌فرستن تا زیر دست یه مداح باتجربه در چند مراسم مذهبی شروع به مداحی کنه. زمانی که به پسر برای مداحی میدن با توجه به استعدادش هی بیشتر و بیشتر میشه تا اینکه وقتی به سن جوانی یا میانسالی رسید خودش مستقلاً مداحی رو شروع می‌کنه.

فکر نمی‌کنم در شیوه‌ی سنتی ِ بالا هیچ متری برای مداح شدن وجود داشته باشه. در کنار اینها، آیا کسی هست که بیاد به مداح بگه از این منابع برای کارت استفاده کن و از اینها نکن؟ بهتر بگم، خط قرمزی برای مداحی مشخص کردن؟

۲- آیا همه‌‌ی مردم سواد کافی دارن؟

یه مستمع عالم و آگاه، خودش خط قرمزی هست برای مداحان و اینکه هرچیزی رو نتونن بگن ولی آیا همه‌جا کسانی که پای منبر می‌شینن از سواد مذهبی کافی برخوردارن؟ قصد توهین ندارم ولی آیا روستا زاده‌ای که سواد خوندن و نوشتن نداره آیا قدرت تشخیص اصل دین رو از خرافات داره؟

حالا یه مدّاح با این تفکر که هرچی بیشتر مردم رو به گریه بندازه کارشو بهتر انجام داده، میاد و برای این مردم شروع می‌کنه به مداحی . تصور کردن نتیجه‌ش زیاد سخت نیست.

۳- مگه میشه حرف یه مداح یا یه روحانی اشتباه باشه؟

نوشتن این چیزی که الان در این مورد تو ذهنم می‌گذره سخته ولی سعی می‌کنم منظورمو برسونم. ببینید.

فرض کنید شما که یه جوون ِ امروزی ِشهری هستید و با توجه به گرایش‌های اجتماعی و سیاسی‌ای که دارید، کنار یه پیرمرد روستایی ِ ۷۰ ساله که تسبیحی به دست داره و مشغول ذکر گفتن هستش پای منبر یه روحانی ِ محلی ِنه چندان معروف نشستید. روحانی (یا مداح)شروع می‌کنه به تعریف کردن ِ واقعه‌ی عاشورا ، به سبک خودش به موضوع پرو بال میده و تحلیل خودشو هم از عاشورا در ادامه‌ش میگه – تحلیلی که شما در طول بیست و چند سال تحصیلتون در هیچ کتابی ندیدید. – در واکنش به این حرف روحانی (یا مداح) شما چشماتون رو به نشانه‌ی تعجب گرد می‌کنید و به پیرمرد میگید: ئه ئه ئه، این داره چی میگه؟!!  پیرمرد هم خیلی جدی با لحنی پرخاش‌گرانه میگه: یعنی تو ی فسقلی از این روحانی ِ شریف  بیشتر می‌فهمی؟ یعنی می‌خوای بگی یه طلبه اشتباه میگه؟

چه بخوایم و چه نخوایم هنوز هم هستن کسانی که فقط به لباس ِ آدم‌ها توجه می‌کنن و طبق یه نظر ِ از پیش داده شده و به صورت پیش‌فرض حرف‌هایی که می‌شنون رو بهش ایمان میارن. اینجاست  که شعاع ِ دابره‌ی انحراف از دین و رفتن به سمت خرافات زیاد میشه.

روز جهانی وبلاگ ۲۰۱۰

شهریور ۰۹

روز جهانی وبلاگ ۲۰۱۰

امروز ۳۱ آگوست است. این روز به دلیل مشابهت تاریخ آن ( ۳۱۰۸) به کلمه‌ی «Blog»، روز جهانی بلاگ نامیده شده است. سایت رسمی این روز هر ساله از وبلاگ‌نویسان سراسر دنیا دعوت می‌کند تا درِ این روز با انتشار مطلبی در وبلاگ خود، ۵ وبلاگ محبوبشان را به خوانندگان خود  معرفی کنند. ( جزییات کامل این دعوت را در بلاگ‌نوشت صادق جم بخوانید )

من هم مانند سال قبل، در این فراخوان شرکت می‌کنم. ۵ وبلاگ‌ محبوب من در سال ۲۰۱۰ اینها هستند :

کافه اقتصاد ۱) کافه اقتصاد :

کافه اقتصاد یک وبلاگ گروهی در مورد علم اقتصاد است که گویا گروهی از دانشجویان اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف آنرا راه‌اندازی کرده‌اند. در قسمت درباره‌ی کافه می‌خوانیم :

این بلاگ جایی است که ما می‌خواهیم درباره اقتصاد بنویسیم. درباره اقتصاد و هر چیزی که ممکن است به نحوی به اقتصاد مربوط باشد.

در این بلاگ، هر یک از کافه‌نویسان،  سبکی برای نوشتن و نظری برای بیان دارد که ممکن با سبک و نظر سایر کافه‌نویسان متفاوت باشد. حتی ممکن است گاهی کافه‌نویسی نوشته‌ای را به عنوان جواب و در مخالفت با کافه‌نویس دیگر بنگارد؛ تعجبی هم ندارد، ماهیت «کافه» همین بحث و گفت‌و‌گو هاست.

کافه اقتصاد را از طریق فید آن دنبال کنید.

chatr ۲)ملاقات اتفاقی خانم چرخ خیاطی و آقای چتر در ساعت ۱۲:۸۸

این از آن دسته وبلاگ‌های خاص است که اسم خیلی عجیبی هم دارد. هرچه گشتم نام و نشانی از نویسنده‌ی آن نیافتم ولی سبک ِ روزنوشت‌های دوست‌ داشتنی ِ‌او خیلی به دلم نشست.مثلاً این یکی :

دارم فکر می‌کنم که چقدر راحت میشود خوشبخت بود. مثلا وقتی که داری از شدت گرسنگی لنگه دمپاییت رو گاز می‌زنی، یکهو داخل یخچال یک شیشه‌ی پر مربای هویج و یک قالب نصفه کره پیدا کنی. اصلا مصداق دیگری از خوشبختی نمی‌شود پیدا کرد. آنوقت با حرص و ولع می‌نشینی و کره و مربای هویج می‌خوری و اصلا فکر نمی‌کنی این مربای هویج چطوری یکهو سر از یخچال خانه تو درآورده است! حتی ببین چقدر گرسنه بوده‌ای که پیش خودت توجیه می‌کنی که قطعا این مربا نتیجه اعمال خوب من در این دنیاست که در قالب مربای هویج نمود پیدا کرده است. تازه توجیه علمی هم دارد! مگر نه اینکه انرژی از بین نمی‌رود و فقط از حالتی به حالت دیگر تغییر پیدا می‌کند؟ خب، همین است دیگر! کار خوب تو تولید انرژی کرده است و انرژی مذکور هم مربای هویج را از بقیه انرژی‌ها ترجیح داده و تبدیل به مربای هویج شده. اصلا اعمال خوب تو هم نه، یک نفر دیگر. چه فرقی می‌کند وقتی داری لنگه دمپایی گاز می‌زنی؟

این وبلاگ از این آدرس در دسترس است.

banknevesht ۳) بانک‌نوشت :

بانک‌نوشت دست‌ نوشته‌های رضا شکری، کارمند بانک ملی استان قم است. بیشتر مطالب این وبلاگ در مورد بانک‌ و بانک‌داری‌ست اما روزنوشت‌های جناب شکری از اتفاقاتی که در محل کارش می‌افتد جالب است.

نکته‌ی جالب مطالب این وبلاگ،امضای پایانی ِ نویسنده‌ی آن است که زیر هر مطلب به چشم می‌خورد و آدم را یاد مهرهای تایید بانکی می‌اندازد.

mohr1

بانک‌نوشت را از این آدرس بخوانید.

eliafen ۴) شبانه‌های الهامی :

یک وبلاگ با سبک روزنوشت ، یا بهتر است که  بگوییم « شب‌نوشت». الهام خودش در مورد شبانه‌ها می‌گوید:

اینجا شبانه‌های الهامی ِ… نوشته‌های کسی که بیشتر شبا زنده‌اس و شبا دست به قلم میشه…

یه ویلاگ شخصی که شامل نوشته‌های من راجع به تمام تفکرات، علایق، احساسات و اتفاقات زندگیم میشه؛ از نجوم و کتاب گرفته تا موزیک، المپیاد، نقشه کشی، طراحی صنعتی، برق و دانشگاه، زندگی و عشق…

او در مطلبی با عنوان پرواز می‌نویسد :

این شبا که بی جمله ام و بی کلمه، خیلی ذهن و فکر و قلب مشغولی دارم. خیلی درگیر فکرا و تخیلات خودم هستم. به آرامش فکر می کنم و آزادی. سعی می کنم رها باشم و کودک. شاید یکی از دلایلی که می تونم هر چند سخت، ولی زندگی کنم اینه که  تو تخیلم همیشه یه دنیا  و زندگیه دیگه جریان داره، جهانی که من کودکم و آرامش به معنای حقیقی وجود داره. آرزوهام، هرچند غیر عادی به واقعیت می پیوندند و هیچ سد و محدودیتی هم منو احاطه نکرده… من آزادم و خوشحال و آروم، ماه رو لمس می کنم، ستاره ها رو تو دستم می گیرم و خیلی راحت پرواز می کنم… به پرواز خودم تو آسمون نمی خندم و برام اصلا عجیب نیست. الهام رو باور دارم…

شبانه‌ها را از طریق فید دنبال کنید.

iroit ۵) ایرو آی‌تی:

میثم ولی‌زاده، دانشجوی مهندسی IT . ایرو آی‌تی نام وبلاگ اوست که همین چندماه قبل ۶ ساله شد.بیشتر مطالب ایرو آی‌تی به معرفی ِ سرویس‌های تحت وب اختصاص دارد.

ایرو آی‌تی را از طریق فید دنبال کنید.

خبرخوان مدیریتی ها ؛ یک خبرخوان تخصصی

مرداد ۳۱

مدت‌ها بود که می‌خواستم با طبقه‌بندی و جمع آوری وبلاگ‌های « مدیریتی » و متمرکز کردن آنها بر روی یک آدرس خوراک ِ واحد به نوعی « خبرخوان تخصصی »  ایجاد کنم ، اما به دلایل مختلف انتشار این خبرخوان به تاخیر افتاد تا اینکه بالاخره امروز موفق شدم اولین نسخه از «خبرخوان مدیریتی‌ها» را منتشر کنم.

خبرخوان مدیریتی‌ها

خبرخوان مدیریتی‌ها در حال حاضر از حدود ۱۰۰ وبلاگ و وب‌سایتی که در زمینه‌های مدیریت و گرایش‌های آن (صنعتی،بازرگانی،مالی و …) بازاریابی و فروش ، مباحث کنترل پروژه ، مدیریت منابع انسانی، مدیریت ارتباطات و حتی مباحث اقتصادی مرتبط با مدیریت فعالیت می‌کنند، تشکیل شده است.

در جمع آوری این وبلاگ‌ها از کمک دوستانی همچون فرزاد زمانی و علی نعمتی شهاب هم کمال تشکر را دارم.

اگر مایل به دنبال کردن آخرین مطالب «خبرخوان مدیریتی‌ها» هستید می‌توانید مشترک آدرس فید زیر شوید :

http://feeds2.feedburner.com/management-feed

از طریق کادر زیر نیز می‌توانید مشترک ِ ایمیلی خبرخوان شوید:

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

با قدرت : FeedBurner


توصیه می‌کنم برای شلوغ نشدن inbox ایمیل خود حتماً از فیـلتـر استفاده کنید. کاربران جیمیل با کمک این آموزش – که دوست خوبم مهدی رادی آنرا تهیه کرده است – می‌توانند ایمیل‌های دلخواه خود را Labelگذاری و فیــلــتر کنند.

مشارکت در خبرخوان مدیریتی‌ها :

اگر شما وبلاگ و یا سایتی می‌شناسید که فکر می‌کنید جای آن در لیست وبلاگ‌های ثبت شده در خبرخوان خالی‌ست می‌توانید از طریق این فرم آنرا به من اعلام کنید تا به خبرخوان اضافه نمایم.

حمایت از خبرخوان مدیریتی‌ها :

برای حمایت از خبرخوان مدیریتی‌ها می‌توانید لوگوی زیر را در وبلاگ خود قرار دهید تا افراد بیشتری با این خبرخوان آشنا شوند و از آن استفاده کنند.پیشاپیش از همکاری ِ شما ممنونم.

+ آدرس خوراک خبرخوان مدیریتی‌ها

+ اشتراک ایمیلی خبرخوان مدیریتی‌ها

+ لیست وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های حاضر در خبرخوان

+ فرم ثبت وبلاگ مرتبط با موضوعات مدیریتی در خبرخوان

طراحی لوگو و بنر ِ خبرخوان : علی‌رضا الله دادی

آیا واقعا وبلاگستان مُرده است ؟

مرداد ۲۵

آیا واقعا وبلاگستان مُرده است ؟

اخیراً امین ثابتی در فرندفید بحثی را مطرح کرد که :

تولید محتوا در وبلاگستان فارسی به خصوص در داخل ایران خیلی خیلی خیلی کم شده. اینجوری اگر کاهش ادامه داشته باشه، وبلاگستان فارسی خواهد مُرد.

من هم در این بحث شرکت کردم ولی ترجیح دادم نظر خودم رو مفصّل‌تر اینجا بنویسم.

آیا واقعا وبلاگستان مُرده است ؟

جواب من در یک جمله به سوال بالا این است که ؛ خیر؛ وبلاگستان نمُرده است، فقط رقیبی به نام شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد که خیلی جذاب‌تر و سریع‌تر از آن بود .البته شبکه‌های اجتماعی در ابتدا ابزاری برای کمک به پویایی وبلاگ‌نویسی بودند اما شرایطی که در ادامه ذکر می‌کنم باعث شدند که وبلاگستان تحت‌الشعاع شبکه‌های اجتماعی قرار بگیرد.

  • شرایط بعد از انتخابات سال ۸۸:

tehran2

انتخاباتی انجام شد که در آن به نظر ِگروهی از مردم نتایج اعلام شده درست نبود، اعتراض‌ها  و به دنبال آن  نا‌آرامی و دستگیری‌ها شروع شد. صدا و سیما و همینطور مطبوعات جانب ِ احتیاط پیش گرفتند، پس تنها منبع کم دردسر برای دریافت اخرین اخبار  فضای مجازی بود.

وبلاگستان تنها جزیی از فضای مجازی‌ست و نه همه‌ی آن. فضای مجازی به غیر از وبلاگستان اعضای دیگری مانند خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی را هم دارد. خصوصیت‌ وبلاگ‌ها به گونه‌ای ایست که از نظر سرعت گردش اخبار به پای شبکه‌های اجتماعی و حتی خبرگزاری‌ها نمی‌رسد. در آن برهه کاربران اینترنتی می‌خواستند بدانند که در حال حاضر چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به عبارتی خواهان دریافت آخرین اخبار بودند که این وظیفه‌ با خصوصیات شبکه‌هایی مثل توییتر سازگارتر بود تا وبلاگ‌ها.

کاربر ، زیر بمباران  وحشتناک انواع‌ اخبار و شایعات قرار داشت ، او نمی‌خواست که خبری را از دست بدهد. وقت او هم محدود بود، پس باید سرویسی جلوی  چشمان او قرار می‌گرفت که در کمترین فرصت بیشترین حجم اخبار را به اطلاع او برساند. با این تفکر کم کم وبلاگ‌ها یا بهتر بگویم حجم اعظم وبلاگ‌ها از سبد خوانده‌های او حذف شدند.

هنوز جمله‌هایی از وبلاگ‌های آی‌تی در ذهنم هست که در جواب به‌روز نکردن وبلاگ‌هایشان در آن روزها فقط می‌گفتند که :  « در این شرایط شرممان می‌ آید که حرفی نامربوط با شرایط حال حاضر کشور بزنیم »

سلیقه‌ی آن روزهای کاربران متناسب با وضع کشور تغییر کرد و هنوز هم به وضع سابق برنگشته است. هنوز هم وبلاگستان زیر سایه‌ی سبک  « خبررسانی فوری ِ توییتری » ‌ست.

  • مینی‌مال نویسی :

140

طبیعی‌ست که با وجود گوگل‌ ریدر و فرندفید وبلاگ‌نویس به سرعت از بازخورد کاربران نسبت به یک مطلب مطلع خواهد شد.او به خوبی می‌داند که با آمدن وب ۲ شاخص محبوبیت مطالبش از میزان کامنت‌ها و بازدیدهای وبلاگش به شاخص دیگری به نام «لایک» تغییر پیدا کرده است.

با یک حساب کتاب سرانگشتی می‌بینیم که در فهرست ۵۰ وبلاگ پرطرفدار یا «پُر لایک» حدود ۳۵ وبلاگ مینی‌مال حضور دارند.این یعنی اینکه  اگر ما یک فروشگاه وبلاگ‌نویسی ایجاد کنیم و مطالب وبلاگ‌ها را برحسب سبک‌ وبلاگ‌نویسی در ویترین فروشگاه قرار دهیم،تقاضا برای سبک مینی‌مال حدود ۷۰٪ تقاضای کل آن فروشگاه وبلاگ‌نویسی را شامل می‌شود.

وبلاگ‌نویس هم ، به علم اقتصاد و قانون عرضه و تقاضا آشناست. او وقتی می‌بینید که می‌شود با یک پست ۱۴۰ کاراکتری و زبان طنز و کنایه مخاطب زیادی جذب کند، به مینی‌مال نویسی روی می‌ آورد و نظر خود را از این طریق اعلام می‌کند.

بهتر بگویم، جنگ مینی‌مال‌ها و و ماکسی‌مال‌ها  حکم جنگ «فست فود» و «غذاهای خانگی» را دارند. شاید مینی‌مال‌ها در کوتاه مدت بتوانند تاثیرگذار باشند ولی اگر بخواهیم دانشی ماندگار را منتقل کنیم باید به بلندنویسی روی بیاوریم.

اگر وبلاگستان بخواهد که دوباره به دوران اوج خود برگردد  و  به قول امین ثابتی ، منبع تغذیه روزنامه‌ها و مجلات بشود باید همه کمک کنند که دوباره همه چیز در جای خودش قرار بگیرد.

در آخر فقط این نکته را ذکر ‌می‌کنم که با وجود علاقه‌ای که به وبلاگ‌های مینی‌مال دارم ولی باید قبول کنیم که با کوتاه نویسی نمی‌شود دانشی منتقل کرد.اگر دل‌هایمان برای وبلاگ‌نویسی پرمحتوای سایق تنگ شده باید کمی تغییر ذائقه بدهیم.

از دیگر وبلاگ‌ها :

+ امیر مهرانی : ژانرهای بلاگ‌ نویسی ِ ما

+حامد سعید‌ی فرد : تولید محتوا در وبلاگستان فارسی، خوب ؛ بد ؛ زشت

سحری

مرداد ۲۱

سحری

همین چند دقیقه‌ی پیش بعد از حدود دو سال سحری خوردم،ایشالا می‌خوام دوباره روزه بگیرم، البته همه چیز به معده‌م بستگی داره و اینکه چقدر طاقت بیاره.

چند روزه که ساعت خوابم رو شیفت دادم به جلو. از ساعت ۵-۶ صبح می‌خوابم تا ساعت ۱۲-۱ ظهر. اینطوری موقع سحر سرحال‌ترم و اینا.

دیروز

مرداد ۱۴

دیروز

وقتی که هرکی جلوت سبز میشه جز زیاد کردن غصه‌هات کاری نمی‌کنه ، وقتی که هر حرفی می‌زنی فقط وضع بدتر میشه ، وقتی که تمام کائنات دست به دست هم میدن تا امروز رو بد بیاری و بد بیاری و بد ، تنها کاری که میشه کرد اینه که بشینی یه گوشه و منتظر اومدن فردا بمونی.

به خدا این بهترین کار ممکنه می‌تونه باشه.

اینم یه آغاز دیگه

مرداد ۰۹

اینم یه آغاز دیگه

به ما نیومده یه جا ثابت بشینیم. حتماً باید به اینور اونور سرک بکشیم.

بعد از حدود یک سال نوشتن در « ۱abbas.ir » همه‌ی بار و بندیلم رو جمع کردم و اومدم اینجا. حتی آدرس فید رو هم عوض کردم (فید جدید ). از آرشیو دو ساله‌ی وبلاگ‌هام حدود ۹۰ پست رو به اینجا منتقل کردم و ۹۰ تای باقی‌ مونده رو هم واسه خودم یادگاری نگه‌داشتم.جای خیلی چیزا تو این وبلاگ نبود :)

طراحی وبلاگ جدید کار میثم عزیز بوده.انصافاً فوق‌العاده کار می‌کنه میثم. به نظر شما چطوره طرح این وبلاگ؟

سعی می‌کنم که بیشتر و بهتر بنویسم ولی الان متاسفانه چیزی توی مغزم برای عرضه ندارم،چاکریم :)